ناامیدی

آسوده لبي كه ساغر غم نچشيد
خوشدل زخمي كه ناز مرهم نكشيد
من بلبل آن گلم كه در گلشن دهر
پژمرده شد و منت شبنم نكشيد

ما که توقع نداريم دنيا به کاممون بشه
ليلي قصه، کشته‌ي عشق و مراممون بشه
ما که توقع نداريم زندگي زيبا بشه باز
يا کلاغاي قارقاري، بيان بشن ترانه‌ساز
به اسم عشق و عاطفه با قلبمون بازي مي‌شه
هر کي با قانون خودش براي ما قاضي مي‌شه
اين روزا هرچي عاشقه رو زندگي مي‌کشه خط
عشق و هوس يه معنيه توي کتاباي غلط
خلاصه دنياي شما براي ما خيلي کمه
از اين ديار بي‌کسي رفتن ما مسلمه

  
نویسنده : مهران ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٦